سيد حسن مير جهانى طباطبائى

522

جنة العاصمة ( فارسي )

نبرم ؟ عجب ادّعاى بزرگ يا زشت منكرى به دروغ مىكنى ، عمدا كتاب خدا را ترك كرديد و پشت سر انداختيد ؛ زيرا كه خداى تعالى مىفرمايد : سليمان از پدرش داود ارث برد ، و در قصّهء يحيى پسر زكريّا چنين فرموده و از گفتهء او خبر داده كه در مقام دعا گفت : پروردگار من ، به من ولى و فرزندى ببخش از جانب خودت كه ارث ، من و ارث از آل يعقوب ببرد . و فرموده كه : صاحبان رحم‌ها - يعنى خويشاوندان - بعضى از ايشان از بعض ديگر سزاوارترند در ارث بردن در كتاب خدا . و فرموده كه : خداى تعالى از شما عهد مىگيرد و وصيّت مىفرمايد شما را در حق فرزندان شما كه براى ذكور از آنها دو برابر بهرهء زن ارث بدهند . و فرموده كه : اگر كسى مالى باقى گذارد براى پدر و مادر و خويشان نزديك خود ، آن حق ثابت و شناخته شده است بر پرهيزكاران . گمان مىكنيد كه هيچ بهره و ارثى از پدرم براى من نيست ، و ميان من و او خويشاوند و رحمى نيست ؟ آيا خدا شما را تخصيص داده است به آيتى كه پدرم را از آن خارج كرده ؟ يا اينكه مىگوئيد من و پدرم اهل دو ملّت هستيم كه از همديگر ارث نمىبرند ، و من و پدرم از يك ملّت نيستيم ؟ يا اينكه شما به عموم و خصوص قرآن از پدرم و پسر عمّم داناتر هستيد ؟ پس شما دو نفر را مقام و جايگاه پستى در دنبال است كه خواهيد ديد ، و در آنجا خواهيد افتاد در روزى كه محشور شويد ، و در آنجا نيكو حاكمى است خدا و نيكو زعيمى است محمّد ، و آن وعده‌گاه قيامت و هنگام ساعت است كه مىبينيد چه زيانى كرده‌ايد و پشيمان مىشويد و پشيمانى در آن روز براى شما هيچ نفعى نمىرساند ، و براى هر خبر دادنى قرارگاهى است ، و بسيار زود است كه بدانيد عذاب و خوارى در آن روز براى كيست و عذاب هميشگى براى چه كسى قائم و جاويد خواهد بود . قولها عليها السّلام ثم رمت سلام اللّه عليها بطرفها نحو الأنصار ، فقالت : يا معاشر الفتية ، و أعضاد الملّة ،